آموزشهای تاکتیکهای پایهٔ شطرنج برای بهبود وضع بازیکن ضروری است و درک تاکتیکها موجب جلوگیری از هرگونه اشتباه میشود. در اغلب موارد، درک این تاکتیکهای ساده به مبتدیان شطرنج کمک میکند. یکی از اساسیترین تاکتیکها، گرفتن یک مهرهٔ بیدفاع حریف است که این عمل را در اصطلاح ان پرایز مینامند.[۱۰۵]
نوشتار(های) وابسته: چنگال (شطرنج)
گاهی اوقات یک مهره میتواند به دو مهرهٔ حریف حملهور شود. در چنین حالتی، اصطلاحاً چنگال ایجاد میشود. اسبها برای عمل چنگال در شطرنج مشهور هستند. برای نمونه، اگر اسب در موقعیت حمله به شاه و وزیر قرارگیرد، شاه وادار است به خانهای امن حرکت کند و اسب میتواند وزیر را بزند.[۱۰۶][۱۰۷]
نوشتار(های) وابسته: آچمز
آچمَز در زبان ترکی به معنای بازنشدنی است (آچ یعنی باز و مز که منفیکننده است). یک تاکتیک بسیار رایج برای محدود کردن جابهجایی مهرههای حریف است. در این تاکتیک یکی از مهرهها که «مهرهٔ آچمزکننده» نامیده میشود، یکی از مهرههای حریف را که در پشت آن مهره یا خانهٔ ارزشمندی قرار دارد، زیر ضرب خود قرار میدهد و بهاینترتیب آن مهره را مجبور میکند که در جای خود میخکوب بماند. آچمز کردن یکی از راههای ایجاد محدودیت برای حرکت سوارهای حریف است. آچمز به دو نوع «نسبی» و «مطلق» تقسیم میشود. اگر مهرهای برای دفاع از وزیر یا سوار و خانه مهم دیگری آچمز شود، «آچمز نسبی» اتفاق افتادهاست، اما مهرهای که آچمزِ شاه شدهباشد حق حرکت کردن ندارد و این حالت «آچمز مطلق» نامیده میشود.[۱۰۷][۱۰۸] برای ایجاد آچمزی باید هر سه مهرهٔ دخیل در یک ردیف یا ستون قرار داشتهباشند؛ در نتیجه وزیر، فیل و رخ تنها مهرههایی هستند که توانایی آچمز کردن را دارند.
تاکتیک سیخکباب (یا حمله پیکانی) بسیار مشابه آچمز است، اما در جهت معکوس آن عمل میکند. در این تاکتیک، با حملهور شدن به یک مهرهٔ ارزشمند حریف، مهرهٔ حریف مجبور میشود که جابهجا شود و میتوان مهرهٔ پشتی مهرهٔ حریف را زد. برای نمونه، اگر یک رخ به شاه حریف کیش بدهد و پشت آن وزیر حریف باشد، شاه مجبور میشود که جابهجا شود و رخ میتواند وزیر حریف را بزند.[۱۰۷][۱۰۹]
برچسب:
نویسنده: هلیا حسینی